مهمان

مهمان داشتم. مهمان هایی بی آزار و خیلی میزبان تر از من. اینکه مهمان خودش غذا بپزد، میز آماده کند، خودش جمع کند، ظرفها را بشور، خانه را تمیز کند، یخچال را تمیز کند، لباسهایت را تا کند و ... شاید خیلی خوب باشد. یعنی خیلی حس خوبی میدهد که میبینی همه چی سر جایش است اما از طرفی حس میکنی اختلال بدی در سیستم زندگیت افتاده انقدر که در آخرین باری که مهمان قصد در آوردن روکش پتو ها را داشت، با صدای کمی بلند و تحکم آلود گفتم: نمیخواد، خودم در میارم!

چند روز را با کودکی ده ساله سپری کردم و فهمیدم این روزها چقدر والدین بودن سخت است. مخصوصا اگر تک فرزند باشد. تقریبا هیچ لحظه ای از آنِ خود نداری. هیچ برنامه ای با میل تو نخواهد بود. شانس آوردم کودک بسیار حرف گوش کن بود و بسیار مهربان و باهوش وگرنه کلافه ام میکرد. دوباره فوبیای بچه داشتن به سراغم آمد. آیا روزی میرسد که من بتوانم از وقتهایم بزنم برای بچه ام؟

بیانیه ای خوانده شد، تفاهمات نسبی صورت گرفت و همین که مردم فکر کنند دیگه شرایط سخت تمام شد برای یک عده کافیست. اما همین دو روز تاثیر بی تفاوتی ها را دیدیم. وقتی پای اقتصاد به میان بیاید دیگر مسائل از اهمیت خارج می شوند. الان دور دور "ظریف ظریف" است، حق و حقوق زنان باشد برای وقتی دیگر. زندانی سیاسی؟ خب میخواست حرف نزند! کاش اقتصاد در دنیا وجود نداشت!

دوباره حس نه اینجا نه آنجا به سراغم آمده. من کجاییم؟

 

 

/ 7 نظر / 37 بازدید
سعید

- یه چیز میگفت شبیه این که اقتصاد خر است یا مال خر است. منظورش همین بود[نیشخند] - خواستن حسِ مادر شدن و پدر شدن به یه ثباتِ بالا تو زندگی احتیاج داره. باید جوونیت کرده باشی، کلِ زندگی رو دور باشه، اولا درجه ی خودخواهی بزنه بالا و دوم اینکه بخوای این زندگی باثبات و خوب رو تو درجه ی بالاتری با یکی شریک بشی یا یه جورایی بهش اهدا کنی. البته به راه دیه هم هست، اینکه به صورت ماشینی دنبال انجام دادن "وظیفه ی انسانی" باشی که میشه: درس - کار - ازدواج - بچه - کارِ مضاعف - بازنشستگی - مرگ.[خنده]

پرژين

از بس خسته بوديم دل خودمون رو خوش كرديم

تیا

یورو که فعلا قیمتش کمتر شده...فکر میکنم باقی مساءل نیازمند زمان بیشتری هستن..من نمیدونم حتی عمرم قد میده ببینم حقوق خانوم ها کمی فقط کمی به تساوی(با آقایون) در ایراان نزدیک بشه ! امروز توی دویچه وله میخوندم نوشته بود به خانم ها از این به بعد اجازه داده میشه توی استادیوم ها بیان...میشه یعنی این یه شروع باشه یا صرفا جو زدگیه ؟!

نرگس

وقتي بچه داشتي هيچ چيز يا زماني، ديگه واسه خودت نيست.

سیاوش رضازاده

خانم رها با سلام و احترام ، آن چه که در زندگی اصل و اساس است : انسان است و آمال و آرزوهایش . آزادی است . آسایش است . امنیت است . رفاه و شادی عمومی است . عزت و شان و احترام متقابل است . تفاهم و درک متقابل است . و .... و همه ی این ها میسور نیست مگر با اهمّیت دانستن « علم اقتصاد » است . برنامه ریزی است . و رعایت حقوق عمومی است . و حفظ حقوق شهروندی است . درک محیط زیست است . و رعایت سجایای اخلاقی است .

یاسمن

رها جان در حالی این پست و واست میذارم که عزا دار مادر بزرگ 89 ساله ام هستم و بسیار افسرده و متاثر مادر بزرگی که تمام بچگی مو باهاش سپری کردم و 9 سال آخر زندگیش یعنی بهترین سال های جوونیم و دو روز تو هفته کامل میرفتم پیشش و کاراش و میکردم . ما که نداشتیم ولی میگن بچه که بیاد حوصله شم میاد من به عینه دیدم

phil

خانم حالا اقتصاد هم مهمه دیگه،مسائل دیگه ای که گفتی هم حل میشه،زمان میخواد.مطمئن باش درست میشه در آینده ای نزدیک.